|
نام
مقاله |
كد مقاله |
|
|
58
نامعلمان معلم
آموختن موسيقى در آشفته بازار امروز
ايران كار دشوارى است البته اگر موسيقى درست و مطابق با اصول صحيح
مدنظر باشد. كسى كه با هزار اميد و آرزو يك ساز موسيقى مى خرد براى
آموختن و نواختن آن تازه اگر موقع خريدن جنس معيوب به او نفروخته
باشند، براى يافتن كسى يا جايى كه تعليم موسيقى مى دهد با انتخاب هاى
متعددى روبه رو خواهد بود. از ميان اين همه مركز / فرد مدعى تعليم
موسيقى اما تنها معدودى قابليت و صلاحيت آن را دارند كه هنر آموز مشتاق
را به آنجا كه بايد، رهنمون شوند. با اين حساب واى به حال كسى كه از
بخت بد تحت تعليم يكى از اين «نامعلمان» قرار گيرد.
ادامه مطلب |
mus011 |
 |
|
موسيقي دوره
رنسانس
از قرن 15 میلادی تغییرات وسیعی در افکار و عقاید
اروپاییان و دانشمندان آنها به وجود آمد و علوم و هنر های گوناگون
تغییرات قابل توجهی کردند ،به این خاطر این دوره را رنسانس
–Renaissance
یا تجدید حیات نامیدند.
ادامه مطلب |
mus012 |
 |
|
موسيقی در سينماي صامت
چرا
موسیقی به عنوان یک موضوع شنیداری در سینمای
صامت انتخاب شد؟ اولین نظریه
توسط «هانس ایزولد» در کتاب نسبتا کم ارزش
او با عنوان «آهنگسازی برای
فیلم» ارائه شد. تصور او بر این است که
تصاویر فیلمهای صامت قاعدتاً دارای
تاثیر ترسناک برروی بینندگان است. به همین
دلیل از آغاز تصاویر متحرک توسط موسیقی همراهی می شده. هرگاه فیلم -
بدون تاثیر موسیقی- دارای اثر القای ترس بر بیننده باشد ، چیزی نظیر
بازی سایه های روی دیوار ، موسیقی باعث آرامش ارواح شیطانی می گردند که
ناخواسته باعث ترس و وحشت هستند.
ادامه مطلب |
mus013 |
 |
|
سياست در ژانرهاي مختلف موسيقي
ارتباط بین موسیقی و سیاست تاریخچه
ای طولانی دارد، خصوصاً بیان نقطه نظرات
سیاسی در موسیقی که معمولا در سبکها و تم
های اعتراضی (مانند راک) به کار
گرفته می شود. هر چند در مقابل مواردی مانند
سرودهای ملی می توانند حاوی
مفاهیم موافق و حمایت کننده نیز باشند.
ادامه مطلب |
mus014 |
 |
|
تمثيل و نماد پردازی در موسيقی
قسمت اول
...در قرون پانزدهم و شانزدهم، بویژه در
كاننهای آهنگسازان هلندی، نمادپردازی تصویری به اوج رسید؛
برخی خلاقیتهای گرافیكی آهنگسازان فرانسوی و فنلاندی نیز برای
نمونه در آوازهای عاشقانه قابلتوجه است كه در آنها، نتها به
گونهای سازمان مییافتند كه شكل قلب را بنمایاند. در مرحلهی
بعد انواعی از نمادپردازیها مورد توجه قرار میگیرد كه میتوان
آنها را نمادپردازی جمعیتشناختی
نامید. در این شرایط یك صورت یا ریتم شناختهشده به گونهای
گسترش مییابد كه نشانهی مردم یك ناحیه یا یك ملت باشد؛ برای
نمونه، باركارول ونیزی از این نوع است. همچنین میتوان به
تقلید طبیعی از آواز پرندگان و صدای باد و یا آب رودخانه و جز آن
اشاره كرد. این نوع نمادها تاریخچهای مخصوص به خود دارند...
ادامه مطلب |
mus015 |
 |
|
تمثيل
و نماد پردازی در موسيقی
قسمت
دوم
اصطلاح
«عددشناسی» (numerology)
به بهرهبرداری موسیقایی از اعداد و هر نوع الگوی ریاضی نمادین ـ
و غالباً مقدسی ـ بازمیگردد.
تكرار یك مایه یا موتیف میتواند تعداد اندیشهها یا افراد را
بنمایاند. برای نمونه، نمایش تثلیث به وسیلهی موتیف سه نتی و
دهفرمان به وسیلهی موتیف ده نتی از این نوع است. ارتباط
میان مایه در موسیقی و اعداد از دیرباز مورد توجه تمدنهای كهن
قرار داشتهاست، و این مفاهیم از همان زمان با مفهوم نظم جهان
پیوند خوردهاند. در این مرحله چند سؤال مطرح میشود:
موسیقیدانها تا چه حد با مكتبهای عددشناسی آشنا بودهاند؟...
باخ گاهی به وسیلهی نتها
B-A-C-H
امضا میكرد ولی بیشتر اوقات به صورت اعداد كابالایی امضا
میكرد: B
در الفبا 2 است، A
1 است،
C 3
است، H 8
است، كه جمع آنها گروهی از نتهای 14 است...
ادامه مطلب |
mus016 |
 |
|
موسيقي باروک
دراواخر دوره ی
رنسانس با پیدایش تم و واریاسیون-
variation زمینه ی انتقال از
دوره ی رنسانس به باروک فراهم شد. باروک کلمه ای ایتالیایی و به معنی
زمخت و ناهنجار است و از کلمه ی بارکو
–Barroco
در
ایتالیایی به معنی مروارید صیقل نیافته گرفته شده است. سبک باروک از
اواسط قرن 16 میلادی آغاز و تا اواخر قرن 18 ادامه یافت. در این زمان
موسیقی بیشتر در اختیار فئودال ها بود تا کلیسا، بنابراین، این امکان
وجود دارد که از سوی کشیش ها نام باروک انتخاب شده باشد. به این سبک،
سبک فئودال ها نیز گفته می شود.
در این دوره
اصلی ترین دلیل پیدایش آثار هنری مذهب بود، البته کلیسا دخالت چندانی
در این موضوع نداشت و منظور از مذهب برداشت شخصی هر فرد است. به این
ترتیب هنر صادقانه ی باروک جایگزین هنر تصنعی و مذهبی رنسانس شد...
ادامه مطلب |
mus017 |
 |
|
موسيقي در موقعيت طنز
(قسمت اول)
من
القاى طنز با موسيقى را چنين تعريف كردهام: فاصله گرفتن موسيقى از
موقعيت حقيقى خود و استقرار آگاهانه در موقعيتى مجازى، به نحوى كه
آگاهى شنونده به اين فاصلهي ايجادشده انگيزهي او براى تأمل در ماهيت
و موقعيت اصلى آن قطعه و يا آن صدا باشد.
اصولاً نه در موسيقى بلكه در تمام زندگى نيز چنين است. اگر موقعيتها
از آنچه كه بايد باشند جابهجا شوند، نقش تكاندهندهي توجه و تأمل
و درك اين فاصلهي تحميلى و غالباً نادرست پديدار ميشود. عملكرد طنز و
حتى گاه هجو و فكاهه در تمام تاريخ نيز زهرخند يا نيشخندى به اين
نادرستى و بيعدالتى بوده است. جابهجايى نقش عناصر، اشيا،
حيوانها، انسانها و وسايل و هر چيز ديگرى با كلام و خط و رنگ و
تصوير بهدرستى قابل بيان و قابل ادراك است.
ادامه مطلب |
mus018 |
 |
|
موسيقي در موقعيت طنز
(قسمت دوم)
سه
عامل بسيار بنيادين در موسيقى هست كه دستكارى ظريف در آنها ميتواند
قطعه را در موقعيت مجازى قرار دهد و امكان طنزآورى را به آن بدهد.
اول از همه سونوريته
يا صدادهى سازها است. هر سازى از هر فرهنگ و هر مليتى صدادهى و رنگ و
زنگ و طنين مخصوصى دارد كه كاربرد مشخص و طبعاً تداعى مشخصى را دارد.
در موسيقى ايرانى، صداى سهتار نمايندهي تأملات ژرفنگرانهي درونى
و جذبههاي عرفانى است؛ در حالىكه صداى سرنا نمايندهي دشتهاي باز و
جمعيت زياد و روحيهي سلحشورانه است. صداى مخصوص هر ساز اولاً
نمايندهي فرهنگ هر قوم و ثانياً نمادى از حالتهايي است كه براى اجراى
آن ساز شكل گرفته و تكامل پيدا كرده است.
ادامه مطلب |
mus019 |
 |
|
فلامينگو ، فلامينكو يا فلامنكو ؟
ريشه يابي لغت
فلامنكو
در
فرهنگ لغات آكادمي زبان اسپانيايي رئال
Real (Academia Español de la Lunga) معاني متفاوتي
براي لغت فلامنكو ارايه شده است كه از بين آنها ،
برخي كه سنخيت بيشتري با بحث ما دارند را براي شما
انتخاب كرده ايم.
در يكي از اين تعاريف آمده است : فلامنكو ،
يك روش فرهنگي_اجتماعيِ بيان
احساسات در ميان كولي هاست كه ريشه هاي عميقي در ناحية
اَندلُس(Andalusia)
براي آن يافت مي شود
در جايي ديگر ، لغت فلامنكو را نشانگر
يك شاخة قومي يا نژادي مي انگارد و به مردمي اطلاق
مي كند كه منسوب به سرزمين فلاندر هستند...
ادامه مطلب |
mus020 |
 |