|
نام
مقاله |
كد مقاله |
|
|
ادبيات، تخيل، علم
دهمین نشست ادب معاصر گروه ادبیات
معاصر فرهنگستان زبان و ادب فارسی عصر روز شنبه، بيستودوم تيرماه، با
حضور استاد احمد سمیعی (گيلانی)، رئيس گروه ادبيات معاصر و عضو پيوستۀ
فرهنگستان زبان و ادب فارسی، و دكتر رضا منصوری، استاد دانشگاه صنعتی
شريف، و شماری از پژوهشگران و علاقهمندان، در موضوع «ادبیات، علم،
تخیل» برگزار شد. در
ابتدای اين
نشست، استاد سمیعی، پس از بیان توضیحاتی دربارۀ فعالیتهای دکتر
رضا منصوری گفت: شهود، هم لازمۀ ادبیات و خلق اثر ادبی است و هم لازمۀ
کشف قوانین علمی، و
هر کدام به نوعی با آن در ارتباط هستند. شهود در علم، نسبی و متکی به
پدیدههای قابل مشاهده است اما
در هنر، مطلق و تمام است. علم و هنر، هر دو جهانشمولاند؛ همان
طور که نویسنده در پرتو فردیتش ملی میشود و در پرتو ملیتش جهانی.
ادامه مطلب
|
art011 |
 |
|
مكتبهاي ادبي(1)
كلاسيسيسم
مكتب «كلاسيسيسم»
اولين سبك ادبي است كه در قرن هفدهم، بعد از
دوران باروك در فرانسه به
وجود آمد. نهضت اومانيسم
(انسانگرايي) را كه در قرن چهاردهم درايتاليا
شكل گرفت، تاحدودي مي توان زمينه ساز مكتب
كلاسيسيسم فرانسه دانست. كلاسيسيسم
مكتب قانونها، قواعد و اصول است كه بايدها
ونبايدهاي بسياري را شامل
مي شود. پيروان اين مكتب، مطابق قواعد و قوانين
قدما عمل مي كنند و در
ادبيات به تقليد از ادبيات يونان و روم مي پردازند.
در قرن هفدهم،
آثار نويسندگان به دو دسته كلاسيك و
غيركلاسيك يا مردمي تقسيم مي شد.
ادبيات كلاسيك نيز، ادبياتي عامه پسند
ومردمي نيست. اين ادبيات مختص طبقات
بالاي جامعه و قشر
تحصيل كرده وخاص مدارس به منظور آموزش است.
ادامه مطلب
|
art012 |
 |
|
مكتبهاي ادبي(2)
اكسپرسيونيسم
اكسپرسيون
(Expression) در لغت به معناي «بيان،
عبارت، حالت و چهره» است و اكسپرسيونيسم
دراصطلاح به مكتبي اطلاق مي شود
كه در هنرهاي مجسمه سازي ، نقاشي ، ادبيات و
… روشي را به كار مي گيرد تا
حالات، طرز تفكر و احساسات دروني هنرمند و
خالق اثر را بيان كند.
اكسپرسيونيسم
زباني براي بيان افكار، احساسات دروني ،
غرايز انساني و زباني تند براي
برخورد با قوانين و اصول موجود در قالبهاي
هنري است و اكسپرسيونيستها با
طغيان انديشه، قدرت كلمات و نيروي هنر كه
همراه با سركشي و نافرماني از
اصول سنتي است اثر خود را ارائه مي دهند...
ادامه مطلب |
art013 |
 |
|
مكتبهاي ادبي(3)
انقلاب سوررئاليسم
واقعه
سوررئاليسم (فراواقعگرا) از سوئيس آغاز شد. شاعر جواني اهل روماني به نام
تريستان تزارا (Tristan
Tzara) در سال ۱۹۱۶،
حركتي را بنا نهاد كه آن را «دادا» نامگذاري كرد. آيين دادائيسم همه چيز را به
تمسخر مي گرفت، به
همه چيز اعتراض مي كرد و بطور كلي هدف آنان قالب شكني،
از بين بردن
قانونها، تحريك مردم و هرج و مرج ادبي بود. آنان حاكميت همه چيز را مجاز مي
دانستند به شرط آنكه تصورات مقدس اخلاقي و زيبايي شناختي آداب و رسوم
گذشته را تكذيب كند.
تريستان
تزارا و همراهانش ماكس ارنست
(Max Ernst)، هانس آرپ (Hans
Arp) به اين نتيجه رسيدند كه سوئيس مكان ايده آلي
براي گسترش اعتراض نيست. بنابراين آنان در سال ،۱۹۱۹
به پاريس رفتند و در آنجا
با پابلو پيكاسو (Pablo Picasso)،
آندره بروتُن (Andre Breton)،
پل الوآرد (Paul Eluard) و
لويي آراگون (Louis Aragon)
آشنا شدند كه مانند آنها براي بيان افكارشان در جست و جوي زباني جديد بودند.
در واقع، «دادا» تشويق و ترغيبي براي جنبش سوررئاليسم بود.
ادامه مطلب |
art014 |
 |
|
مكتبهاي ادبي(4)
رمانتيسم
آثار ادبي و
هنري نيمه اول قرن نوزدهم فرانسه، جريان فرهنگي را نشان مي دهد كه مكتب
«رمانتيسم» ناميده مي شود. «شاتوبريان» و «مادام دواتسال» با ترجمه آثار
نويسندگان و شعراي انگليسي و
آلماني، مكتب رمانتيسم را به فرانسه وارد و معرفي
كردند. در واقع رمانتيسم فرانسه تحت تأثير رمانتيسم انگلستان و آلمان به وجود
آمد، ولي با وجود
اين، در فرانسه به صورت مكتبي وسيع و منسجم درآمد، چنانكه
به تدريج ادبيات اروپا تحت تأثير ادبيات رمانتيك فرانسه قرار گرفت.
ادامه مطلب |
art015 |
 |
|
نگرشي بر امپرسيونيسم در نقاشي، پيكره سازي،
ادبيات و موسيقي
طبيعت در بطن آفتاب
قسمت اول
مقاله زير، نگاهي اجمالي به نهضت
امپرسيونيسم در سده پيش مي باشد.
اين نهضت تحت شرايط اجتماعي خاصي در قرن
نوزدهم به همت تني چند از نقاشان جوان آن زمان شكل گرفت و سپس چنان ابعاد وسيعي
يافت كه نه تنها به حملات گوناگون مغرضين از جوانب مختلف غلبه نمود، بلكه ريشه
خود را در زمينه هاي ديگر هنري چون پيكره سازي، ادبيات و موسيقي گستراند.
در سال 1863
هيئت داوران «سالن» در پاريس كه متشكل از هنرمندان نام آشناي آن زمان بود تمامي
آثار عرضه شده توسط نقاشان جوان را به علت عدم انطباق با موازين سنتي مردود
شمردند. نقاشان آكادمي قديم، با ادامه معيارهاي نئوكلاسيك در زمينه زيبايي، هم
آهنگي و ظرافت به توصيف يك واقعه تاريخي با نوشتاري ماهرانه و ترسيم يك انسان و
يا يك صحنه با نگرشي دقيق عادت كرده بودند؛ بدون برخورداري از آن احساس زيبا و
لايزال و آن برهم كوبيدن بالي كه آنان را در دنياي هنر به پرواز در آورد. ولي
نقاشان جوان مي خواستند تا انزجار خويش را از آن نوع نقاشي قراردادي ابراز
داشته و آزادي خود را به عنوان هنرمنداني كه سرانجام توانسته اند از قيد (فرم)
و طرح و پرتره هاي روشن و دقيق برهانند، آشكار سازند و احساس خويش را با رنگ
بيان كنند.
ادامه مطلب |
art016 |
 |
|
نگرشي بر امپرسيونيسم در نقاشي، پيكره سازي،
ادبيات و موسيقي
طبيعت در بطن آفتاب
قسمت
دوم
نيمه دوم قرن
نوزدهم در عين حال كه عصر نوآوريها و پديدههاي نويني است دوران سختي نيز هست،
ناتوراليسم به طور استادانه در آثاري چون «نانا» اثر زولا، «مادام
بواري» نوشته فلوبر خودنمائي ميكند. آثار موپاسان و كنگور با آزمندي هرچه
تمامتر مورد مطالعه قرار ميگيرند. نويسندگاني كه به ياري ديگر قلمزنان همان
جنبش (ناتوراليسم) با توصيفي دقيق و پروسواس سعي در برملا كردن ظاهر
فريبي آداب و رسوم و همچنين واقعيت زندگي مردم طبقه محروم پاريس را داشتهاند؛
حتي بدون پرده پوشي و با واقع گرائياي گزنده...
ادامه مطلب |
art017 |
 |
|
مكتبهاي ادبي(5)
اگزيستانسياليسم؛
هستي گرايي يا اصالت وجود
مكتب
اگزيستانسياليسم (Existentialisme)،
نهضتي براي اعتراض به همه نظامها و قانونهاي آرمانگرايانه اي است كه مي خواهند
برانسان مسلط شوند. اين مكتب بر خلاف اكثر مكتبهاي ادبي، به جاي طبيعت ادبي و
شاعرانه، ماهيت فلسفي دارد.
در ابتدا سورن كي يركه گور
(Soren kierkegaard)، فيلسوف اگزيستانسياليست
دانماركي، اين نظريه فلسفي را ارايه داد و فلاسفه آلمان مانند كارل ياسپرس
(Karl Jaspers) و مارتين هايدگر
(Martin Heidegger) آن را گسترش
دادند. سپس ژان پل سارتر، استاد مجرب
فلسفه، اين مكتب را به جامعه ادبي فرانسه معرفي كرد.
ديدگاه فلسفي اين مكتب با آثار سارتر، آلبرت كامو و
سيمون دوبووار عملاً وارد ادبيات شد و دوره اي از ادبيات فلسفي را در تاريخ
رقم زد...
ادامه مطلب |
art018 |
 |
|
مكتبهاي ادبي(6)
باروك (Baroque)
كلمه
«باروك» از زبان اسپانيايي وارد واژگان فرانسه شد كه در زبان فني جواهرسازي
به معناي «مرواريد غير غلتان» است. سپس فرهنگستان در فرهنگ لغت معناي مجازي
كلمه را «عجيب، غير عادي، نامنظم، بي قاعده» تعيين كرد. از سال
۱۸۶۰ اين كلمه براي
جريان ادبي و هنري به كار رفت كه در اروپا و آمريكاي لاتين از اواخر قرن
(شانزدهم) تا اوايل قرن هجدهم رواج داشت و بطور كلي به هر چيز غير كلاسيك و
غير رايج اطلاق مي شد و سن سيمون (Saint-Simon)
باروك را «خلق كارهاي غير متداول» تعريف كرد و اين گرايش تمامي هنرها بويژه هنر
مجسمه سازي، موزيك و معماري را تحت تأثير قرار داد.
ادامه مطلب |
art019 |
 |
|
انديشيدن بر انديشه
هنرمند
قسمت اول
هر زمانِ خاص
به مفهوم فرهنگی خاص و به مفهوم شكلی از زندگی است.
كاربرد زمان
به عنوان شكلی از زندگی امكان تأويل را فراهم میآورد.
وقتی در 1965، چیدمانی با عنوان
«یك و سه صندلی» از ژوزف كاسوت آمریكایی ارائه شد و سُل لویت،
پیكرهساز و منتقد آمریكایی، در دو مقاله در سالهای 1967 و 1969 اصطلاح
« conceptual art
»[هنر
مفهومی] را به میان
آورد، تاریخ هنرِ تجسمی جنبش جدیدی را با همین عنوان ثبت كرد كه
مبتنی بر فكر و زبان بود؛ هنری كه به
جای تأكید بر كفایت ادراك دیداری (چنانكه مدرنیستها باور داشتند) به
اهمیت ادراك عقلی و منطقی در فرآیند دریافت اشاره كرد.
ادامه مطلب |
art020 |
 |