03/16/09

Home
درباره سايت
هنر موسيقي
شناخت هنر
هنر و جامعه
Feedback
هنر ديني

 

مكتبهاي ادبي(1)

كلاسيسيسم

ليدا فخري

منبع:وبلاگ ساغر سكوت (درج شده در روزنامه ايران)

http://saagharesokoot.blogfa.com/post-11.aspx

كد مقاله: art012

 

مكتب «كلاسيسيسم» اولين سبك ادبي است كه در قرن هفدهم، بعد از دوران باروك در فرانسه به وجود آمد. نهضت اومانيسم (انسانگرايي) را كه در قرن چهاردهم درايتاليا شكل گرفت، تاحدودي مي توان زمينه ساز مكتب كلاسيسيسم فرانسه دانست.

كلاسيسيسم مكتب قانونها، قواعد و اصول است كه بايدها ونبايدهاي بسياري را شامل مي شود. پيروان اين مكتب، مطابق قواعد و قوانين قدما عمل مي كنند و در ادبيات به تقليد از ادبيات يونان و روم مي پردازند.

در قرن هفدهم، آثار نويسندگان به دو دسته كلاسيك و غيركلاسيك يا مردمي تقسيم مي شد. ادبيات كلاسيك نيز، ادبياتي عامه پسند ومردمي نيست. اين ادبيات مختص طبقات بالاي جامعه و قشر تحصيل كرده وخاص مدارس به منظور آموزش است.

از نظر نويسندگان كلاسيك، يك اثر ادبي يا هنري با رعايت كامل و دقيق اصول وقواعد كلاسيك مي تواند به درجه «كمال » و «زيبايي» مطلوب برسد. به همين دليل شعرا و نويسندگاني مانند مونتني (Montaigne)، رونسار (Ronsard) ، كرني (Coroneille) چون اين اصول را رعايت نمي كردند و بيشتر به زبان مردم وعامه مي نوشتند يا مي سرودند، آنها را جزو نويسندگان كلاسيك محسوب نمي كنند.


 

 عقايد كلاسيكها:

۱- «انسان شريف » : به عقيده كلاسيكها انسان بايد از نظر اخلاقي و اجتماعي درسطح ايده آل و مطلوب وداراي «هنر زندگي كردن» باشد. يعني اعتدال، دانش بدون فخرفروشي، رعايت ادب و نزاكت بدون حقيرشمردن خود، رعايت احترام وادب در برابر خانمها، ايمان بدون تعصب را در زندگي رعايت كند، كه روي هم رفته براي چنين انسان ايده آلي، كلاسيكها عبارت «انسان شريف» را به كار مي برند.

۲- تقليد از طبيعت: كلاسيكها طبيعت را درآثار خود نه با تمام واقعيت بلكه تنها با جنبه هاي خوب و ايده آل آن ارائه مي دهند. يعني طبيعت را نه آنطور كه هست بلكه آنچنان كه مي خواهند باشد، همراه با آرزوها و آرمانهاي خود نمايش مي دهند. آنان با درنظرگرفتن عقل ومنطق وبدون دخالت احساسات خود طبيعت را به تصوير مي كشند.

۳- آموزنده وخوشايند بودن: نويسندگان كلاسيك معتقدند كه آثارشان بايد علاوه براينكه مورد قبول و توجه خواننده قرار مي گيرد بايد براي او آموزنده نيز باشد ويكي بدون ديگري فايده ندارد واين مسأله هدف نويسنده كلاسيك است.

۴- بياني واضح و روشن: زبان نويسنده كلاسيك بايد زباني واضح و صريح همراه با ايجاز و كلمات درست، دقيق و مناسب باشد.

۵- آرمانگرايي: كلاسيكها آيده آليست و آرمانگرايند. يعني در هنر فقط به دنبال زيبايي، كمال و خوبي اند.

۶- خردگرايي: كلاسيكها با موضوعات مختلف بطور عقلاني و منطقي برخورد مي كنند. آنان معتقدند احساسات انسان بايد با كنترل عقل بيان و تجزيه و تحليل شود.

۷- رعايت مسائل اخلاقي ومذهبي: كلاسيسيسم «مكتب اخلاقيون» است. از نظر آنان اثر هنري و ادبي علاوه برآموزنده بودن بايد درخدمت «اخلاق ومذهب» نيز باشد.

۸- درجست وجوي اعتدال و كمال: كلاسيكها به دنبال تعادل بين عشق وعقل، غم و شادي ، اضطراب و آرامش و … هستند و از نظر آنان با رسيدن به اين تعادلها مي توان كمال مطلوب و موردنظر خود را به دست آورد.


 • قالبهاي ادبي :

تئاتر كمدي وتراژدي، قالب مناسبي براي بيان عقايد و اصول كلاسيكها است. به اين وسيله آنان مي توانند ايده آل هاي خود را القا كنند. آنان در تئاتر، اصل «حقيقت نمايي و نزاكت» را رعايت مي كنند. يعني همه چيز بايد نزديك به واقعيت باشد و درصحنه تئاتر كلمات زشت و بي ادبانه را به كار نمي برند و تماشاچي را با صحنه اي از تئاتر يا گفته اي، شوكه و متعجب نمي كنند. (به عنوان مثال، هرگز صحنه مرگ درتئاتر كلاسيك ديده نمي شود). علاوه براين، آنان «قانون سه گانه وحدت» را كه ارسطو، فيلسوف يوناني ، وضع كرده بود، نيز كاملاً رعايت مي كنند. اين قانون شامل وحدت موضوع، وحدت زمان و وحدت مكان است. يعني كل صحنه ها و پرده هاي يك نمايشنامه بايد يك موضوع را در زماني واحد و مشخص و در مكاني واحد ارائه دهند.


 موضوع و مضمون ادبيات كلاسيك :

معمولاً درآثار كلاسيك، نويسندگان به توضيح و توصيف خصوصيات روحي و اخلاقي و تجزيه و تحليل روانشناسانه انسان مطلوب و آرماني خود مي پردازند.

«طبيعت» نيز ازجمله اين موضوعات است. البته منظور از «طبيعت» درآثار كلاسيك، طبيعت انساني و سرشت دروني انسان است. كلاسيكها توصيف طبيعت خارجي (مانند رودها ، كوهها، جنگلها و…) را درآثار و نوشته هاي خود كاري بي ارزش مي دانند درحالي كه معتقدند بيان طبيعت انساني (مانند اميال ، گرايشها، احساسات ، محبتها و…) چون صحبت از روح و درون انسان است برروح خواننده نيز اثر مي كند.

>>در اين رابطه بخوانيد:

مجموعه مقاله

شناخت هنر

رنسانس تحولي ديگرگونه در هنر

قسمت اول

شناخت هنر

مكتبهاي ادبي(2)

اكسپرسيونيسم

شناخت هنر

مكتبهاي ادبي(3)

انقلاب سوررئاليسم

شناخت هنر

مكتبهاي ادبي(4)

رمانتيسم

شناخت هنر

نگرشي بر امپرسيونيسم در نقاشي، پيكره سازي، ادبيات و موسيقي

طبيعت در بطن آفتاب

شناخت هنر

مكتبهاي ادبي(5)

اگزيستانسياليسم؛ هستي گرايي يا اصالت وجود

شناخت هنر

مكتبهاي ادبي(6)

باروك (Baroque)

شناخت هنر باروک؛ تجلی انسان‌محوری رنسانس
شناخت هنر

مكتب هاي ادبي(7)

پارناس/ هنر براي هنر

شناخت هنر

مکتبهای ادبی(8)

كوبيسم ادبي

 

Home | درباره سايت | هنر موسيقي | شناخت هنر | هنر و جامعه | Feedback | هنر ديني

This site was last updated 03/16/09

هنر و انديشه