|
03/16/09 |
|
|
رنسانس تحولي ديگرگونه در هنر قسمت دوم منبع: فصلنامه هنر، شماره 4، پاييز 1362 كد مقاله: art009
در اواخر دوره رنسانس ايتاليا كه تا آساتانه قرن 17 ادامه دارد دو جريان مهم و پشت سر هم مشاهده مي شود و آن رؤياي ناب علم زيبايي شناسي است كه گاهي از توجه به افكار ديني و گاهي توجه به لذت و خوشي كفر آميز دارد و كليسا به تدريج قانوني را كه تحت عنوان «ضد اصلاح و برگشت» به آيين كليساي رومن (آييني كه براي اصلاح گرفته شده بود) تدوين گشته بود به آن نحميل مي نمايد و بدين وسيله تا زمان باروك اين مكتب بلاانقطاع به حيات خود ادامه مي دهد. گرچه نغييرات ناشي از پيدايش مكتب منريسم در معماري چندان چشمگير نيست در عوض در نقاشي بسيار قابل ملاحظه مي باشد. و نيز هنر ماليخوليائي و بيمار گونه سو وما جوواني آنتونيو بازي نقاش ايتاليايي متولد ورسيل در لومباردي (1549 – 1477)، زيبايي سرد و بي روح آثار برون زي نو (آنيولوتوري نقاش ايتاليايي متولد مونتي چلي حوالي فلورانس 1573 – 1503) يا ذوق و استعداد دلبسته به لذات جسماني آثار پارمزان (فرانسيسكو موزولي يا فرانچسكو مازول كه به ايل پارمي جاني نو يا لوپارمي جاني نو نقاش ايتاليايي متولد پارم 1540 – 1503 كه در مكتب كورجو پرورش يافته بود) انسان را به شك و ترديد وا مي دارد. در همين حال جوليو كه به جوليو رومانو و جوليو پي پي و همچنين ژول رومن معروف است، در سالهاي 1546 – 99 يا 1492 در رم به دنيا آمد. وي نقاش، معمار و دكوراتور عصر خويش و از شاگردان قديم كارگاه رافائل بود و در اجراي تابلوهايي از جمله اطاقهايي در واتيكان و به خصوص در اطاق حريق و اطاق كنستانتين شركت داشت. او در محل تولدش مانتوا كارهايي به شيوه ميكل آنژ اجرا نمود كه از جمله آنها مي توان به تابلو ترابي لي ته اشاره نمود. در اين زمان گسترش نقاشي در ونيز بدون آن كه از استقلال كاملي برخوردار باشد ادامه داشت. آثار اين دوره و نيز پيشتر به جنبه هاي احساسي توجه دارد تا عقلاني. به همبن جهت نقاشي هاي ونيز در مقابل عظمت آثار رومي ها نامحسوس مي مانند. مطالعه و بررسي مجدد درباره زاويه ديد، اين بار توسط (فرزند ژاكوب كه در قرن 15 ميلادي خانواده مشهور هنري ونيز را تشكيل داده بودند و به «جام بلينو» نيز معروف است، در حدود سالهاي 1516 – 1430 مي زيست. او مهمترين نقاش خانواده و يكي از استادان بزرگ رنسانس ايتالياست و شاگرداني چون جورجونه تي سين پالماموويو و سباستيانو پرورش داده است) صورت پذيرفت. جورجونه باربالي (1510 – 1477) نقاش ونيزي مقدمات نوعي نقاشي را فراهم نمود كه در آن فرم در مقابل رنگهاي سحر آميز ارجحيت خود را از دست مي دهد به طوري كه فضاي بسته و بخار آلود جانشين صحت و دقت پرسپكتيو مي گردد و بازيهاي متغير نور را مانند آئينه بر تابلو منعكس مي سازد. توجيه كننده اين روش هنرمندانه هنرمند نابغه اي است به نام تي سين (تي زيانووچيلو) نقاش ايتاليايي متولد شهرك پيه وه ني كادوره در سالهاي 1576 – 1485 كه سال دقيق تولد وي كاملاً معلوم نيست. هماهنگي كاملي را كه رافائل نمونه اي از آن را در دنياي عقل و خرد ارائه داده بود وي در دنيايي از احساس نقاشي كرده است. جرمن با زن مورخ هنر درباره او چنين مي نويسد: «آثار او به مانند يك فرهنگستان نقاشي است. در آن احكام دوران طلايي بت پرستي، اسرار طريقت و آئين مسيحيت، لذات معنوي، مراسم مذهبي مرگ، عظمت روستايي و زيبايي طبيعت جمعند. جهان شمولي آثارش وي را شايسته چنان شهرتي نمود كه تمامي اروپا را فرا گرفت.» تمايل تي سين به سبك كلاسيك باعث شد كه اين مكتب توسعه يابد. اين تمايل در كارهاي ورونز (پائولوكالياري كه به پل نيز معروف است، نقاش ايتاليايي متولد ونيز 1588 – 1528 فرزند يك سنگ تراش) نيز مشاهده مي شود. آثار ورونز به طور كلي تزئيني هستند و بر وسعت و فضاي حاكم رنسانس اثر مي گذارد و آن را تضعيف مي نمايد. در چنين احوالي است كه اثر نقاش مستعد و پر هيجاني چون تينتورتو (ژاكوبو روبوستي كه به ايل تين تورتو نيز مشهور است) نقاش ايتاليايي متولد ونيز (1594 – 1518) فرزند يك نفر رنگرز كه نام كوچك او نيز ناشي از همان شغل پدر مي باشد با كارهايي كه آرايش صحنه هايي بسيار چشم گير دارند آغاز طوفانهاي مكتب باروك مي باشند.
لئوناردو داوينچي: «شام آخر»
هنرشناسان ما اغلب اروپا را مانند يك غريق در مقابل رنسانس ايتاليا دانسته اند. ارائه چنين تصويري از هنر اروپا نياز به تأمل دارد. زيرا درست است كه رواج مكتب ايتاليا دامنه وسيعي داشت ولي بايد اذعان نمود كه اين مكتب به هنگام برخورد با سنتهاي محلي مواجه مقاومتها و تأثير پذيري هاي متقابل گرديد. به علت كم بودن مدارك لازم به درستي نمي توان اثري را كه مكتب رنسانس ايتاليا بر مكتب اوي نيون در قرن 15 به جاي گذاشت روشن ساخت (زيرا مكتب رنسانس در هر حال با بعضي از اختصاصات مكتب فلاماند در اين زمان آميخته شده است). همچنين اثر رنسانس بر كارهاي ژان فوكه (1481 – 1477 – 1402) نقاش فرانسوي متولد تور (كه براي آموزش نقاشي سفري به ايتاليا نمود) خيلي روشن نيست اما آنچه واضح است اين است كه بالاخره مملكت فرانسه عميقاً تسليم قالب و شكل كامل رنسانس ايتاليا شد. اولين مرحله اثر رنسانس را بر مجموعه اشكال در معماري گوتيك ملاحظه مي كنيم. بدون آن كه اين تأثيرات شكل كلي معماري را تغيير دهد مانند تزئينات معماري در قصر آمبوآز و يا اين كه آن را به طريق جالب ولي به طور دلخواه و عمدي تغيير بدهد مانند قصر شامبورد. در زمينه معماري تحول سريع است و كارهاي سلطنتي لوور مستقيماً از اساتيد ايتاليايي الهام مي گيرند. ورود لئوناردو داوينچي به كشور فرانسه بنا به دعوت فرانسواي اول در سال 1517 و اقامت دو ساله وي در مقر آموآز و فوتش در اين كشور بدون آن كه نتيجه اي از اقامتش در فرانسه حاصل شود با توجه به اين كه استاد مذكور كمتر از يك قرن تمامي سرزمين اروپا را زير سلطه تفكر و هنر خويش دگرگون ساخته بود، شاه را مأيوس ساخت و بالاخره تصميم گرفت مكتب ايتاليا را در يك افق و وسعت زيادي در خاك فرانسه پياده سازد. به همين جهت با توجه به ملاحظات سياسي و ذوق هنريش قصر فونت بلو را بنياد نهاد. وازاري مورخ هنر مي گويد: «شاه با اين عمل در حقيقت رم جديدي را پايه ريزي نمود». بدين طريق است كه با ميل و علاقه شاه مكتب رنسانس در سال 1530 اول با ورود روسو (روسو فيورن تينو، جواني باتي ستا نقاش ايتاليايي متولد فلورانس 1540 – 1494) كه گالري فرانسواي اول در قصر فونتن بلو را تزئين نموده است و سپس با آمدن پري ماتيس (فرانچسكو پري ماتي چيو نقاش، معمار و مجسمه ساز ايتاليايي متولد بولوني در سالهاي 1570 – 1504) در سال 1530 به دعوت فرانسواي اول به فرانسه،تزئين اطاق ملكه به او واگذار شده (وي در زمان سه شاه يعني فرانسواي اول، هنري دوم و شارل نهم، در فرانسه به كار ساختن و تزئين قصرها پرداخت) و بالاخره، ني كولودل آباته نقاش ايتاليايي متولد مدونه در سالهاي 1571 – 1512 يا 1509 كه در سال 1552 به دعوت فرانسواي اول به فرانسه آمد و در قصر فونتن بلو زير نظر پري ماتيس مشغول كشيدن تعدادي فرسك در قصر مذكور شد از جمله كارهاي او مي توان آثاري را در گالري، (اولي سه) و سالن قالي بافي ملاحظه نمود. وي در سال 1571 در فرانسه وفات يافت. تزئيني كه توسط هنرمندان ايتاليايي در قصر فونتن بلو انجام گرفت نشانه اي است از يك خلاقيت اصيل كه نويد بخش سبك جديدي است كه تا آن زمان حتي در ايتاليا هم به وجود نيامده بود. تزئين ساختمان به منظور نشان دادن سنگ مرمر به وسيله نقاشي در بسياري از فرمهاي خارق العاده اولين نمونه هايي است كه سرچشمه و الهام بخش ظرافتها و زيباييهاي مكتب باروك مي شوند. از اتفاقات و حوادث جالبي كه در مكتب فونتن بلو در حدود سالهاي 1590 رخ داده اطلاعي در دست نداريم. گرچه اين مكتب هنوز در ارتباط با مكتب رنسانس ايتالياست اما از فضاي روحيه هنري آن جدا مي شود و بيشتر به مكتب منريسم نزديك مي گردد. مكتب ايتاليا در اين زمان از راه فرانسه به مكتب قديمي نفوذ مي نمايد. با همه امكاناتي كه نقاشان ايتاليايي از بسياري جهات در اختيار نقاشان فلاماندي قرار دادند و همچنين با پيشرفتي كه اين نقاشان در فن و تكنيك با اختراع نقاشي رنگ و روغني به دست آوردند معهذا به اصول و سنتهاي محلي پايبند ماندند. اين مسئله در كارهاي كانتن مت سيس (نقاش فلاماندي متولد لوون نزديك بروكسل 1530 – 1466) كه به خصوص متأثر از آثار ميكل آنژ و خاصه كارهاي اسفوماتو (بخار آلود) و تا اندازه اي كدر است. گام استوار توسط ژان گوسائوت مشهور به مابوز با موفقيت برداشته مي شود. او اولين نقاش بزرگ فلاماندي است كه به ايتاليا مي رود و در آنجا از كارهاي قديمي به همان اندازه الهام مي گيرد كه از آثار مانته نيا يا از آثار ميكل آنژ. اين نقاش به سنت رومانيست ها به انواع مختلف جهش مي دهد (رومانيست ها نقاشان فلاماندي بودند كه روش رومن ها را تقليد مي كردند. از جمله مي توان نقاشاني چون فرانس فلور، برنارد وان اورلي و ژان ماسي را نام برد). نقاشان رومانيست در آثارشان رجعتهاي به كارهاي نقاشان كلاسيك مي كردند. سفرشان به ايتاليا و اثر پذيريشان از آثار نقاشان آنجا با عث شد كه در مراجعت عزمشان در مورد مكتب منريسم جزم شود. اما با وجود نقاشاني چون بروگل پير مي توان گفت كه حالت روحاني و انساني مكتب رنسانس فرو نشسته و در سنت تهذيب اخلاق عمومي مستحيل گرديده است. مكتب منريسم هلند با هنرمنداني چون كرنه ليزوان هارلم و ژان وان سكورل اصالت خويش را در مقابل آثار هنرمنداني چون مائرتن وان هيم سكرك نقاش شهر اترشت و آنتوني مور كه به آنتونيو مورُو، نيز معروف است و برونزينو كه با وي رقابت هم داشته حفظ مي نمايند. در آلمان نقاشي به سبك قديم با مقاومتهاي سخت و طولاني روبررو مي شود. مكتب اكسپرسيونيسم خالص با روحيه آلماني بر نفوذ مكتب ايتاليايي فائق مي آيد. آلبرت دورر با گستاخي و بي پروايي عامدانه اي از مانته نيا درس مي گيرد و با گشاده روئي از افكار اومانيست ها و ونيزي ها استقبال مي نمايد. هيچ چيز در طبيعت براي او بي تفاوت نيست. براي شناختن و دانستن هر نوع مطلبي هيچ مانعي را نمي پذيرد. اين دليري و جسارت به طور روشنتري بر ذمه هولبين جوان قرار مي گيرد. وي تلفيق استادانه اي بين هماهنگي و هارموني هنر ايتاليا و شدت واقع گرايي هنر آلمان ايجاد مي نمايد. مكتب رنسانس در ديگر كشورهاي اروپايي از جمله پراگ (با هنرمندي چون باتولوموس اسپرانگر) نفوذ چنداني ندارد مگر به صورت نسبتاً بدي از مكتب منريسم. كشور اسپانيا تنها نمونه استثنائيست كه تأثيرات زمان تره چنتو استادان ايتاليايي و اوي نيون را پذيرا شده بود. تمايل شديد به كارهايي كه در دوران كواتروچنتو از مكتب ايتاليا متأثر شده بود با عث اين تأثير پذيري شد. عليرغم سهم فلاماندي ها كه واپسين نقاشان مكتب رنسانس مي باشند، هنرمنداني چون برناردو ماتورل و جين هوگت با تركيب كردن و هماهنگ ساختن روش پيشينيان با مكتب رنسانس مجدداً مرحله اي از نابي و خالصي اين مكتب را ارائه مي دهند و وجود هنرمندي چون پدرو پروگت كه حدود سال 1477 براي تزئين استوديولو متعلق به شخص فردريكو دو مونته فلترو به شهر اور بي نو ايتاليا مراجعت نمود نقش مؤثري در حيات رنسانس داشت. بالاخره تزئين اسكوريال در قرن شانزدهم سبب شد كه نقاشان از ساير نقاط به ايتاليا يورش برند. >>در اين رابطه بخوانيد:
|
This site was last updated 03/16/09
هنر و انديشه